امروز یکی از دوستان اتفاقی رو تعریف کرد که شاید برای خیلی ها که شخصیت ها رو میشناسن جالب باشه.
بسیاری از شما شاید نام انجمن نخبگان رو شنیده باشید، این انجمن اگر اشتباه نکنم سال 1378 به ثبت رسید و یک سازمان غیر دولتی است که آقای زرگر رئیس نوگرا و فعال وقت سازمان صنایع و معادن استان و آقای قنبری سرپرست اصول گرا و دلسوز دفتر استانی سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان به همراه جمعی از دانش آموزان و دانش آموختگان خوش فکر مرکز اورمیه سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان اعضای هیئت موسس آن بودند.
نگاهی گذرا به اساسنامه سازمان اهداف عالی بسیاری را که در آن پیش بینی شده نشان می دهد و این امید را که مجموعه هدفمند و آرمانگرایی بالاخره می خواهد به این اهداف جذاب جامه عمل بپوشاند.
هر چند در عمل با برگزاری دوره های آمادگی المپیاد، کلاس های آموزشی و جشن ها و برنامه های فرهنگی عملکرد چندان بی نقصی از خود به جا نگذاشت ولی خوب این مجموعه فعالیت ها با دستان خالی همواره موجب تقدیر بوده است.
ولی نکته جالب ایت بود که همین یکی دو روز پیش آرش ز. یکی از دانش اموختگان سمپاد و دانشجوی کنونی دانشگاه صنعتی شریف و عضو این انجمن در محل انجمن اقدام به برگزاری جلسات بازاریابی این فریب جدید می کند. هر چند این اقدام در محل انجمن سابقه داشته و حدود یک سال پیش هم حمید ه. دیگر دانش آموخته سمپادی اقدام به بازاریابی گولد کوئست در محل انجمن می کرد، ولی گستردگی کار و پررویی و سقوط اخلاقی مدیران فعلی انجمن در این باره برایم غیر قابل تصور بود.
در مورد این نوع کلاه برداری جدید بیش از نوشته و گفته ام که بار دیگر بخواهم توضیح دهم ولی آنچه اوضاع را تاسف بارتر می کند سقوط یکایک سنگرهایی است که با اهداف خیرخواهانه در مقابل آزمندی بی حد جامعه ایجاد شده بودند.
حرص و آز مندی.
در این میان ناخود آگاه شعری به خاطرم آمد که همیشه کتایون به دلیلی دیگر زمزمه می کند و لبخندی تلخی بر لبان من می نشاند
هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید چرا می شکند
بسیاری از شما شاید نام انجمن نخبگان رو شنیده باشید، این انجمن اگر اشتباه نکنم سال 1378 به ثبت رسید و یک سازمان غیر دولتی است که آقای زرگر رئیس نوگرا و فعال وقت سازمان صنایع و معادن استان و آقای قنبری سرپرست اصول گرا و دلسوز دفتر استانی سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان به همراه جمعی از دانش آموزان و دانش آموختگان خوش فکر مرکز اورمیه سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان اعضای هیئت موسس آن بودند.
نگاهی گذرا به اساسنامه سازمان اهداف عالی بسیاری را که در آن پیش بینی شده نشان می دهد و این امید را که مجموعه هدفمند و آرمانگرایی بالاخره می خواهد به این اهداف جذاب جامه عمل بپوشاند.
هر چند در عمل با برگزاری دوره های آمادگی المپیاد، کلاس های آموزشی و جشن ها و برنامه های فرهنگی عملکرد چندان بی نقصی از خود به جا نگذاشت ولی خوب این مجموعه فعالیت ها با دستان خالی همواره موجب تقدیر بوده است.
ولی نکته جالب ایت بود که همین یکی دو روز پیش آرش ز. یکی از دانش اموختگان سمپاد و دانشجوی کنونی دانشگاه صنعتی شریف و عضو این انجمن در محل انجمن اقدام به برگزاری جلسات بازاریابی این فریب جدید می کند. هر چند این اقدام در محل انجمن سابقه داشته و حدود یک سال پیش هم حمید ه. دیگر دانش آموخته سمپادی اقدام به بازاریابی گولد کوئست در محل انجمن می کرد، ولی گستردگی کار و پررویی و سقوط اخلاقی مدیران فعلی انجمن در این باره برایم غیر قابل تصور بود.
در مورد این نوع کلاه برداری جدید بیش از نوشته و گفته ام که بار دیگر بخواهم توضیح دهم ولی آنچه اوضاع را تاسف بارتر می کند سقوط یکایک سنگرهایی است که با اهداف خیرخواهانه در مقابل آزمندی بی حد جامعه ایجاد شده بودند.
حرص و آز مندی.
در این میان ناخود آگاه شعری به خاطرم آمد که همیشه کتایون به دلیلی دیگر زمزمه می کند و لبخندی تلخی بر لبان من می نشاند
هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید چرا می شکند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر