دوشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۸۴

ریاست بر جمهور یا ...

زمانی که فکر می‏کنم چرا از پیروزی احمدی‏نژاد در انتخابات خوشحال نمی‏شوم و اصولا منی که از اعتقادات مذهبی خوبی برخوردارم و اصولا مشکل خاصی هم با جمهوری اسلامی ندارم چرا باید برای پیروزی چنین فردی که همه استانداردهای این نظام را دارد باید افسرده باشم؟
دموکراسی و جمهوریت در ایران بازمانده مجاهدت‏هایی است که مردان و زنان بزرگی که از دوران مشروطه و قبل از آن در راه این ارزش‏های انسانی انجام داده اند در هر زمانی به به نامی و ضرورتی. ولی کلمه باطنی همه این تلاش‏ها همین دموکراسی و جمهوریت بوده و است. از زمای که با اشک و عشق "تبریز مه آلود" را می‏خواندم یا قبل‏تر از آن با نثر خاص کسروی تاریخ مشروطه را می‏خواندم آری از آن موقع‏ها بود که دریافتم آنچه امروز جمهوریت نام دارد بازمانده چه قهرمانان و نوابغی است.
امیرخیز تبریز مانند آهن ربایی هر کسی از هر ملیتی را که از نزدیک آن می‏گذشت جذب آرمانی می‏کرد که جان دادن در راه آزادی ملتی بیگانه گاه کمترین کاری بود که امثال باسکرویل آمریکایی انجام می دادند. شهادت باسکرویل داستنی دارد که هنوز هم هر بار داستان آن معلم آرمان خواه را می‏خوانم برایم تازگی دارد.
ارمنی‏ها و قفقازی‏هایی که دور از خانه و کاشانه دست در دستان ستار و رفقا، مشروطیت قدرت الوهی شاهان را خواستار شدند و توانستند.
حتی زمانی که رضا شاه هم به حکومت رسید باز نتوانست اصول و ظواهر مشروطیت را از میان بردارد در حالی که توانسته بود حتی عزاداری‏های و مراسم مذهبی صدها سال قدیمی‏تر از مشروطیت را خاموش کند ولی مجلس مشروطیت را نه!
از آن هنگام که بسیاری مردان و زنان در راه تناور کردن این درخت خون داده و زجر کشیده‏اند، مرحوم دکتر مصدق، بازرگان، طالقانی، بسیاری از مجاهدین اولیه و نیز بسیاری از نیروهای مذهبی که نه در مراسم سپاس شرکت کردند و نه زنده ماندند تا تاوان سپاس برگیرند.
اینک زمانی که مردم ایران اندک اندک ملت بودن را تجربه می‏کنند، زمانی که شهروند جهان می‏شوند باید شاهد باشم مردی از جنسی دیگر می‏آید و بر مسند ریاست جمهور می‏نشیند و اعلام می‏کند که نمی‏خواهد رئیس جمهور باشد بلکه آمده تا خادم جمهور باشد بی آنکه لحظه‏ای تفکر کند این ریاست نه از جنس آن ریاست‏هاست که برسربازان و عمله‏گان دیده است. این ریاست نمایندگی جمهور است و ریاست بر عالی‏ترین کرسی نمایندگی آن.
احمدی‏نژاد نه آن فرهیختگی را دارد که نماینده فرهنگ و تاریخ این کشور باشد و نه آن تقوا و پاکی را که نمادی باشد از ارزشمندی و راستی ازلی این ملک. سادگی و بی آلایشی پرچین و چروک احمدی‏نژاد و هم در صدای موتورهای انصارحزب ا... کاری از پیش نخواهد برد. حتی اگر باور کنیم که مصلحتی و از سر ناچاری نباشد.
سپاه پاسدارانی که دست به ساختن رئیس جمهور می‏زند با دست خویش ریشه‏های جمهوریت را می‏برد و نماد تفکری ضد اجتماعی را بر مسند ریاست جمهور می‏نشاند.
آری اینکه از این طرز تفکر سطحی مذهبی، اسلام چه میزان ضربه خواهد دید دیگر بماند که فکر می‏کنم دوستان آن طرفی حتی سر نمازشان هم به فکر دین اسلام بیچاره و تشیع مظلوم که همه اعتبارش را در راه سیاست می‏بازد نمی‏افتند.
آری دوست دارم رئیس جمهور ایران ادیب باشد، دانا و خردمند و حتی زیبا و درخشان. شاید تاکنون هم این جمهور روسایی که دارای همه این شرایط باشند نداشته است ولی احمدی‏نژاد هیچ کدام را ندارد.

هیچ نظری موجود نیست: