زمانی که فکر میکنم چرا از پیروزی احمدینژاد در انتخابات خوشحال نمیشوم و اصولا منی که از اعتقادات مذهبی خوبی برخوردارم و اصولا مشکل خاصی هم با جمهوری اسلامی ندارم چرا باید برای پیروزی چنین فردی که همه استانداردهای این نظام را دارد باید افسرده باشم؟
دموکراسی و جمهوریت در ایران بازمانده مجاهدتهایی است که مردان و زنان بزرگی که از دوران مشروطه و قبل از آن در راه این ارزشهای انسانی انجام داده اند در هر زمانی به به نامی و ضرورتی. ولی کلمه باطنی همه این تلاشها همین دموکراسی و جمهوریت بوده و است. از زمای که با اشک و عشق "تبریز مه آلود" را میخواندم یا قبلتر از آن با نثر خاص کسروی تاریخ مشروطه را میخواندم آری از آن موقعها بود که دریافتم آنچه امروز جمهوریت نام دارد بازمانده چه قهرمانان و نوابغی است.
امیرخیز تبریز مانند آهن ربایی هر کسی از هر ملیتی را که از نزدیک آن میگذشت جذب آرمانی میکرد که جان دادن در راه آزادی ملتی بیگانه گاه کمترین کاری بود که امثال باسکرویل آمریکایی انجام می دادند. شهادت باسکرویل داستنی دارد که هنوز هم هر بار داستان آن معلم آرمان خواه را میخوانم برایم تازگی دارد.
ارمنیها و قفقازیهایی که دور از خانه و کاشانه دست در دستان ستار و رفقا، مشروطیت قدرت الوهی شاهان را خواستار شدند و توانستند.
حتی زمانی که رضا شاه هم به حکومت رسید باز نتوانست اصول و ظواهر مشروطیت را از میان بردارد در حالی که توانسته بود حتی عزاداریهای و مراسم مذهبی صدها سال قدیمیتر از مشروطیت را خاموش کند ولی مجلس مشروطیت را نه!
از آن هنگام که بسیاری مردان و زنان در راه تناور کردن این درخت خون داده و زجر کشیدهاند، مرحوم دکتر مصدق، بازرگان، طالقانی، بسیاری از مجاهدین اولیه و نیز بسیاری از نیروهای مذهبی که نه در مراسم سپاس شرکت کردند و نه زنده ماندند تا تاوان سپاس برگیرند.
اینک زمانی که مردم ایران اندک اندک ملت بودن را تجربه میکنند، زمانی که شهروند جهان میشوند باید شاهد باشم مردی از جنسی دیگر میآید و بر مسند ریاست جمهور مینشیند و اعلام میکند که نمیخواهد رئیس جمهور باشد بلکه آمده تا خادم جمهور باشد بی آنکه لحظهای تفکر کند این ریاست نه از جنس آن ریاستهاست که برسربازان و عملهگان دیده است. این ریاست نمایندگی جمهور است و ریاست بر عالیترین کرسی نمایندگی آن.
احمدینژاد نه آن فرهیختگی را دارد که نماینده فرهنگ و تاریخ این کشور باشد و نه آن تقوا و پاکی را که نمادی باشد از ارزشمندی و راستی ازلی این ملک. سادگی و بی آلایشی پرچین و چروک احمدینژاد و هم در صدای موتورهای انصارحزب ا... کاری از پیش نخواهد برد. حتی اگر باور کنیم که مصلحتی و از سر ناچاری نباشد.
سپاه پاسدارانی که دست به ساختن رئیس جمهور میزند با دست خویش ریشههای جمهوریت را میبرد و نماد تفکری ضد اجتماعی را بر مسند ریاست جمهور مینشاند.
آری اینکه از این طرز تفکر سطحی مذهبی، اسلام چه میزان ضربه خواهد دید دیگر بماند که فکر میکنم دوستان آن طرفی حتی سر نمازشان هم به فکر دین اسلام بیچاره و تشیع مظلوم که همه اعتبارش را در راه سیاست میبازد نمیافتند.
آری دوست دارم رئیس جمهور ایران ادیب باشد، دانا و خردمند و حتی زیبا و درخشان. شاید تاکنون هم این جمهور روسایی که دارای همه این شرایط باشند نداشته است ولی احمدینژاد هیچ کدام را ندارد.
دوشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۸۴
ریاست بر جمهور یا ...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر