در حال حاضر کشور با چالشهایی مواجه است که میتوان آن ها را در سه عنوان کلی دستهبندی کرد
آغاز پروسه پیوستن به سازمان تجارت جهانی و نیاز به اصلاحات عمیق اقتصادی
مذاکرات با غرب به بهانه تکنولوژی هستهای درباره آینده روابط
ادامه اصلاحات در ارکان کشور و حکومت برای رفع نیازها و تنش های داخلی
کسی که باید در انتخابات حاضر به عنوان رئیس جمهور برگزیده شود باید بتواند چالش های ذکر شده را به بهترین نحو ممکن در همکاری با کلیه ارکان حکومت و جذب اعتماد مردم حل کند. چون هر کدام از مشکلات فوق در صورت بی توجهی یا تعویق در حل آن میتواند به تهدیدی جدی بر امنیت و موجودیت حکومت و کشور بیانجامد.
رشد اقتصادی ایران به دلیل وجود نفت طی دو دهه آینده رشد پنج درصدی را تجربه خواهد کرد و این امری است که با اندکی کاردانی و نیز بحرای نکردن بیش از اندازه اوضاع همواره قابل دست یابی است، ولی اصلاحات ساختاری در اقتصاد و نیز روزآمد کردن جدی قوانین و مقررات و شفاف سازی تمام روابط اقتصادی در کشور میتواند رشد اقتصادی کشور را تا 8 درصد بالا برد. دربلندمدت این تفاوت سه درصدی با فرض یک صد و پنجاه میلیارد دلار تولید نا خالص فعلی برای ایران در طی 25 سال آینده میتواند به یک اختلاف پانصد میلیارد دلاری در میزان تولید خالص داخلی منجر شود یعنی با رشد پنج درصدی، بیست و پنج سال بعد حدود پانصد میلیارد دلار و با رشد هشت درصدی حدود هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی خواهیم داشت که در افزایش رفاه و درآمد سرانه تفاوت بسیار عظیمی از این دو نرخ ناشی خواهد شد. این محقق نخواهد شد مگر با رشد جدی سرمایه گذاری خصوصی و خارجی در کشور.
حال بهانه عضویت در سازمان تجارت جهانی میتواند موتور محرکهای باشد بر تمام اصلاحات ساختاری اقتصادی که قسمتهایی از آن را در دولت آقای خاتمی شاهد بودهایم. انحصار زدایی جدی، اصلاح قوانین گمرکی، شیوه مدیریت مالی تولید و فروش نفت و تعریف دوباره روابط شرکت نفت با دولت ، هدفمند سازی یارانهها وکارامدترکردن نظام تامین اجتماعی کشور و بسیاری تغییرات دیگر همه و همه باید توسط دولت بعدی به عنوان یک دولت گذار به سمت استاندارد سازی اقتصاد ایران انجام گیرد.
البته آنچه در این چند خط به سادگی بیان شده است نیاز به تلاشی گسترده و کار شبانه روزی دارد که توان بالایی را از تیم اقتصادی و برنامه ریزی دولت بعدی میطلبد.
آنچه در این میان توان بسیاری را از دولت برای اجرای اصلاحات مذکور خواهد گرفت مقاومت های بسیار جدی عدهای است که شریانهای مهم اقتصاد را در دست دارند و این اصلاحات به طور مستقیم به منافع آنها که طی فرآیندهای کاملا ویژه ایجاد شده است لطمه خواهد زد. این منافع که گاه ظاهری صلاح و نیکو نیز دارند ناشی از شرایط ویژهای است که طی سالهای جنگ و عدم امنیت روانی و اقتصادی برای حاکمیت برای بخشهایی از حاکمیت یا مجموعههایی که روابط ویژهای با حکومت دارند ایجاد شده است و در پی ایجاد این منافع عده کثیری نیز از این منافع بهرهمند شده و میشوند. در این میان درصد قابل توجی از این عده، منافع ناشی از اقتصاد غیر استاندارد ایران را به طور جدی حق خود میدانند و دلایل قاطعی نیز از منظرخود برای آن دارند.
لذا در مقابل این اصلاحات مقاومت هایی جدی که از درون دولت آغاز شده و در مجلس به طور جدیتر ادامه پیدا خواهد کرد قابل پیش بینی است. اعتمادی که باید دولت آینده ایجاد کند تا این اصلاحات را در درون حاکمیت پیش ببرد مهمترین شاخصهای است که حتی از طراحی راه کار و سیاست های مدون نیز مهمتر است. رئیس جمهور آینده باید از توانایی مدیریت این فرآیند برخوردار باشد و در میان نامزدهای حاضر تنها آقای هاشمی است که در صورت اعتقاد به این راه برد میتواند آن را اجرا کند چون اصولا آقایان کروبی، احمدی نژاد چندان اعتقادی به این تحلیل ندارند. آقایان لاریجانی و قالیباف نیز خود به دلیل وابستگی های جدی به صاحبان این منافع از توانایی چندانی برای اجرای این سیاستها به صورت عمقی برخوردار نیستند و در میان برنامههای تدوین شده خود نیز به اصلاحات رو بنایی بسنده کردهاند و برنامه چندانی برای این امور ارائه ندادهاند. در مورد آقایان مهرعلیزاده و رضایی نیز به دلیل عدم ارتباط کار آمد با نهادهای قدرت در ساختار پیچیده قدرت در جمهوری اسلامی از توان اثرگزاری در این امور برخوردار نیستند.
در مورد آقای معین نیز در انتهای بحث به صورت جامع در باره آسیب شناسی انتخاب احتمالی او به این سمت بحث خواهیم کرد.
در مورد مذاکرات جامع با غرب، تجدید نظر دو طرفه میان ایران و آمریکا به عنوان کلید حل مشکلات بینالمللی ایران است و مسئله اسرائیل به عنوان کلید حل نهایی و جدی چالش های میان ایران و آمریکا.
آنچه برای یک رئیس جمهور مهم است ایجاد حس اعتماد در طرف مقابل است که شریک توانمندی برای مذاکره در ایران وجود دارد، یعنی اختیار حقیقی برای مذاکره را با توجه به ساختار پیچیده نهادهای قدرت در جمهوری اسلامی دارا ست.
آقای هاشمی رفسنجانی با توجه به دوره هشت ساله ریاست جمهوری دارای روابط قدیمی با رهبران غرب است و حتی انتخاب او به سمت ریاست جمهوری به عنوان سیاست مداری اصلاح طلب و عملگرا به تحلیل غربیان پس از فوت امام خمینی نیز با استقبال گسترده نخبگان و نیز استقبال منطقی و خوشایندی از سوی رهبران غرب مواجه شد. در کنار این موضوع ارتباطات محکم تر هاشمی با نهادهای قدرت جمهوری اسلامی اعم از رهبر، نهاد روحانیت، سپاه و نیزصدارتش بر مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان نهاد قانونی تدوین سیاستهای کلی نظام و نیز محل حل اختلاف قوه مقننه به امتیازات او در این مرحله میافزاید. در کنار این مسئله، موضوع مقبولیت که آقای هاشمی همواره چه در میان نخبگان و نیز مردم عادی همواره و بدون افت و خیز قابل توجه طی بیست سال گذشته دارا بوده است مشروعیت حداقلی لازم برای پیش برد اهداف مذکور را نیز برای او فراهم می آورد. شهرت هاشمی رفسنجانی به عنوان king maker و نیز شایعات جدی در مورد روابط و قدرت شخصی او تصویری از یک سیاستمدار استاندارد را از او ساخته است که تحلیل جدی گرفتن او را همواره در میان غربیان قابل قبول میکند.
بحث نهایی نیز در رابطه با اصلاحات سیاسی و اجتماعی مورد نیاز جامعه است که نیاز شدید و جدی به این اصلاحات با انتخابات دوم خرداد 1376 تلنگری جدی به نظام رایج و حاکمیت در ایران وارد کرد و جای خود را به عنوان پای ثابت تمام بحث های چند ساله اخیر ایران محکم تر نمود. این نیازهای جدی به عنوان نموداری از شرایط حیاتی و نیز رشد فزاینده ابزارهای اطلاع رسانی و نیز شرایط بسیار ویژه جامعه ایران ( حدود دوسوم جامعه ایران بعد از انقلاب به دنیا آمدهاند. ) ایجاد شدهاند.
جمعیت جوان، دانشگاه دیده و اکثرا مجرد ایرانی با تغییراتی که به کمک ماهواره، اینترنت و نیز روابط رو تزاید فرهنگی با جهان خارج ایجاد شده است انتظاراتی از حاکمیت پیدا کرده اند و نیزرابطه ای میان خود و حاکمیت قائلند که مقولهای کاملا متفاوت و جدا از ارتباط فرهمندانه ای است که امام خمینی با جامعه برقرارکرده بود .
سؤال کردن و تفکراتی گاه متضاد با تفکر رسمی داشتن از مشخصههای چالشی است که جامعه ایران با حاکمیتی که هم چنان دیدی پدرسالارانه و گاه فرهمندانه در میان رهبرانش به رابطه میان جامعه و حاکمیت وجود دارد. این چالش اساسی تر از آن است که با اصلاحات رو بنایی در اجازه دادن به آزادیهای گسترده اجتماعی به سان مدل مشهور به مدل چینی قابل حل باشد، برای حل این چالش نیاز به ساختارشکنی هایی هست که قسمتهایی از آن در دوره آقای خاتمی انجام گرفت و قدمی برداشته شده است و دیو از چراغ بیرون آمد. دیگر نمی توان به گذشته برگشت، شناسایی نیازهای واقعی این شرایط و نیز توانایی ارائه راه حل های اصول گرایانه و در عین حال اصلاح طلبانه ـ علیرغم این که شعار همه نامزدهای وابسته به طیف راست نیز چنین بود- نیاز به توانایی هایی دارد که هر کدام از تیم های آقای هاشمی و آقای معیناز قسمتی از آن بهره مند هستند.
بسیار روشن است که در راه اصلاحات دیگر نمی توان گام به پس نهاد ولی انجام این جراحی فوری در درون جامعه امروز ایران با توجه به سیاستهای رسمی حاکمیت و بالا رفتن روز افزون سقف مطالبات جامعه، توان و فداکاری بسیاری میطلبد که امیدوارم رئیس جمهور آینده از آن برخوردار باشد.
جالب ترین مسألهای که در این مورد میتوان ذکر کرد عملکرد نسبتا خوب صدا و سیما بود که در این دوره در مقایسه با انتخابات 76 از تفاوتهای قابل توجهی برخوردار بود و اتفاق از آن جالب تر تهدیدی بود که ستاد انتخاباتی آقای معین در مواجه شدن رفتار صدا و سیما در پس گرفتن دعوت از خانم کولایی به صدا و سیما از خود نشان داد و اعلام کرد که اگر صدا و سیما به شیوه خودش ادامه دهد از تلویزیونهای ماهوارهای برای ارتباط با مردم استفاده خواهد کرد در جامعهای که ماهواره هنوز به طور رسمی قدغن است این تهدید نشان میدهد که آینده زودتر از تفکر ما رسیده است و واقعاٌ آینده روشن است.
آسیب شناسی انتخاب آقای معین به عنوان رئیس جمهور از اشاره ای به دولت خاتمی می گذرد، پس از آنکه دولت خاتمی نتوانست حتی به قسمت محدودی از مطالبات ایجاد شده در جامعه پاسخ دهد دامن زدن به مطالبات جدی تراز سوی معین و تیم همراه در حالی که با توجه به نظم رایج حکومت در ایران تقریبا روشن است که توان پاسخ گویی به آنها در چارچوب ساختار فعلی افراد در حکومت وجود ندارد بزرگترین خطری است که حرکت اصلاح طلبانه ایران را تهدید میکند. اگر معین هم نتواند، دیگر عملاٌ و بدون دخالت حاکمیت و به دلیل اشتباه محاسباتی جبهه مشارکت پرونده هرحرکت اصلاح طلبانه در درون نظام بسته خواهد شد و اکثریت جامعه به انزوای خود خواسته ای خواهند رفت که با عدم دخالت در سیاست رشد تفکرات اصلاح طلبانه را از حاکمیت نیز میگیرند. سکوت ملت به نظر من تیر خلاص به حرکات مسالمت جویانه اصلاح طلبی در ایران پس از این خواهد بود و در این میان قسمتی از این شکست به عهده کسانی است که در اصلاح طلبی اشتباه کردهاند و حتی شاید بتوان گفت دروغ گفتهاند. سیاست هایی از قبیل ائتلاف با نیروهای ملی مذهبی و حتی نزدیکی هایی با اعضای جبهه ملی داخل و حتی ارتباط با تشکلهای سیاسی اپوزسیون خارج از کشور مانند حزب توده و فدائیان خلق، همکاری و قول مساعد نیست به مطالبات گاهاً ناحق کردها، قول به همه جریانهای خارج از تحمل حاکمیت برای حضور در کابینه موجب برخوردهایی فرسایشی میان دولت و جناح های دیگر کشور خواهد شد که فرصت کار را از دولت خواهد گرفت.
آیا دوستان مشارکتی تفکر کردهاند چگونه میخواهند برای یک وزیر کرد یا ملی مذهبی از مجلس هفتم رای اعتماد بگیرند؟
یا هیچ فکر کردهاند ایجاد جبهه دموکراسی خواهی به عنوان یک جریان منتقد حاکمیت و در کنار آن در اختیار داشتن همزمان قوه مجریه با کدام عقل سلیمی میتواند به نچسباندن برچسب منافق جدید به آنها منجرشود؟
آیا اصرار به اجرای شعارهای برنامه های ارائه شده در طول مبارزات انتخابی به یک دعوای واقعی در کشور منجر نخواهد شد و آیا دولتی که میخواهد به سازمان تجارت جهانی بپیوندد و باید بورسی پر رونق بخش خصوصی پیشتاز و اعتماد جهانی داشته باشد میتواند تصور کند در اوج دعوای جدی میان جریان های حاکمیت کدام سرمایه داری حاضر به جریان انداختن سرمایه خود در فعالیتهای اشتغال زا و بلند مدت خواهد کرد؟
عقب نشینی های خاتمی وار از مواضعی که ذکر آن رفت نیز موجب بی اعتمادی مطلق مردم به جریان و پروسه اصلاحات در کشور خواهد بود و آغاز سکوت که خود به خود به سقوط اخلاقیات، مادی گرایی بیشتر جامعه و بسیاری از آفت های دیگر منجر خواهد شد.
من اعتقاد دارم دکتر معین به دلایل بسیار- که البته عدم توانایی خود و تیم همراهش قسمت کوچکی از آن است - نخواهد توانست دولت موفقی را تشکیل داده و مدیریت کند. اگر حامیان آقای معین فقط به دلیل از دست ندادن رانت های اقتصادی و سیاسی به دست آورده در دوران آقای خاتمی بر طبل انتخابات میکوبند خیانت بزرگی را مرتکب میشوند.
مقایسه 28 مرداد 1332 با 27 خرداد 1384 شاید همانند قیاسی که آیت ا... مهدوی کنی در مورد انقلاب مشروطه و انتخابات خرداد 76 داشت خودخواهانه و بی خردانه باشد، ما همچنان باید به دنبال حماسه بگردیم نمی دانم چرا سیاستمداران این کشور نمی توانند خود به خود به وظایف خود عمل کنند؟در این میان شاید بهترین گزینه رای به هاشمی باشد با حفظ همه فاصله ها و انتقادات، این بار مسئولیت این رای برای هاشمی هم چندان ساده نخواهد بود.
مذاکرات با غرب به بهانه تکنولوژی هستهای درباره آینده روابط
ادامه اصلاحات در ارکان کشور و حکومت برای رفع نیازها و تنش های داخلی
کسی که باید در انتخابات حاضر به عنوان رئیس جمهور برگزیده شود باید بتواند چالش های ذکر شده را به بهترین نحو ممکن در همکاری با کلیه ارکان حکومت و جذب اعتماد مردم حل کند. چون هر کدام از مشکلات فوق در صورت بی توجهی یا تعویق در حل آن میتواند به تهدیدی جدی بر امنیت و موجودیت حکومت و کشور بیانجامد.
رشد اقتصادی ایران به دلیل وجود نفت طی دو دهه آینده رشد پنج درصدی را تجربه خواهد کرد و این امری است که با اندکی کاردانی و نیز بحرای نکردن بیش از اندازه اوضاع همواره قابل دست یابی است، ولی اصلاحات ساختاری در اقتصاد و نیز روزآمد کردن جدی قوانین و مقررات و شفاف سازی تمام روابط اقتصادی در کشور میتواند رشد اقتصادی کشور را تا 8 درصد بالا برد. دربلندمدت این تفاوت سه درصدی با فرض یک صد و پنجاه میلیارد دلار تولید نا خالص فعلی برای ایران در طی 25 سال آینده میتواند به یک اختلاف پانصد میلیارد دلاری در میزان تولید خالص داخلی منجر شود یعنی با رشد پنج درصدی، بیست و پنج سال بعد حدود پانصد میلیارد دلار و با رشد هشت درصدی حدود هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی خواهیم داشت که در افزایش رفاه و درآمد سرانه تفاوت بسیار عظیمی از این دو نرخ ناشی خواهد شد. این محقق نخواهد شد مگر با رشد جدی سرمایه گذاری خصوصی و خارجی در کشور.
حال بهانه عضویت در سازمان تجارت جهانی میتواند موتور محرکهای باشد بر تمام اصلاحات ساختاری اقتصادی که قسمتهایی از آن را در دولت آقای خاتمی شاهد بودهایم. انحصار زدایی جدی، اصلاح قوانین گمرکی، شیوه مدیریت مالی تولید و فروش نفت و تعریف دوباره روابط شرکت نفت با دولت ، هدفمند سازی یارانهها وکارامدترکردن نظام تامین اجتماعی کشور و بسیاری تغییرات دیگر همه و همه باید توسط دولت بعدی به عنوان یک دولت گذار به سمت استاندارد سازی اقتصاد ایران انجام گیرد.
البته آنچه در این چند خط به سادگی بیان شده است نیاز به تلاشی گسترده و کار شبانه روزی دارد که توان بالایی را از تیم اقتصادی و برنامه ریزی دولت بعدی میطلبد.
آنچه در این میان توان بسیاری را از دولت برای اجرای اصلاحات مذکور خواهد گرفت مقاومت های بسیار جدی عدهای است که شریانهای مهم اقتصاد را در دست دارند و این اصلاحات به طور مستقیم به منافع آنها که طی فرآیندهای کاملا ویژه ایجاد شده است لطمه خواهد زد. این منافع که گاه ظاهری صلاح و نیکو نیز دارند ناشی از شرایط ویژهای است که طی سالهای جنگ و عدم امنیت روانی و اقتصادی برای حاکمیت برای بخشهایی از حاکمیت یا مجموعههایی که روابط ویژهای با حکومت دارند ایجاد شده است و در پی ایجاد این منافع عده کثیری نیز از این منافع بهرهمند شده و میشوند. در این میان درصد قابل توجی از این عده، منافع ناشی از اقتصاد غیر استاندارد ایران را به طور جدی حق خود میدانند و دلایل قاطعی نیز از منظرخود برای آن دارند.
لذا در مقابل این اصلاحات مقاومت هایی جدی که از درون دولت آغاز شده و در مجلس به طور جدیتر ادامه پیدا خواهد کرد قابل پیش بینی است. اعتمادی که باید دولت آینده ایجاد کند تا این اصلاحات را در درون حاکمیت پیش ببرد مهمترین شاخصهای است که حتی از طراحی راه کار و سیاست های مدون نیز مهمتر است. رئیس جمهور آینده باید از توانایی مدیریت این فرآیند برخوردار باشد و در میان نامزدهای حاضر تنها آقای هاشمی است که در صورت اعتقاد به این راه برد میتواند آن را اجرا کند چون اصولا آقایان کروبی، احمدی نژاد چندان اعتقادی به این تحلیل ندارند. آقایان لاریجانی و قالیباف نیز خود به دلیل وابستگی های جدی به صاحبان این منافع از توانایی چندانی برای اجرای این سیاستها به صورت عمقی برخوردار نیستند و در میان برنامههای تدوین شده خود نیز به اصلاحات رو بنایی بسنده کردهاند و برنامه چندانی برای این امور ارائه ندادهاند. در مورد آقایان مهرعلیزاده و رضایی نیز به دلیل عدم ارتباط کار آمد با نهادهای قدرت در ساختار پیچیده قدرت در جمهوری اسلامی از توان اثرگزاری در این امور برخوردار نیستند.
در مورد آقای معین نیز در انتهای بحث به صورت جامع در باره آسیب شناسی انتخاب احتمالی او به این سمت بحث خواهیم کرد.
در مورد مذاکرات جامع با غرب، تجدید نظر دو طرفه میان ایران و آمریکا به عنوان کلید حل مشکلات بینالمللی ایران است و مسئله اسرائیل به عنوان کلید حل نهایی و جدی چالش های میان ایران و آمریکا.
آنچه برای یک رئیس جمهور مهم است ایجاد حس اعتماد در طرف مقابل است که شریک توانمندی برای مذاکره در ایران وجود دارد، یعنی اختیار حقیقی برای مذاکره را با توجه به ساختار پیچیده نهادهای قدرت در جمهوری اسلامی دارا ست.
آقای هاشمی رفسنجانی با توجه به دوره هشت ساله ریاست جمهوری دارای روابط قدیمی با رهبران غرب است و حتی انتخاب او به سمت ریاست جمهوری به عنوان سیاست مداری اصلاح طلب و عملگرا به تحلیل غربیان پس از فوت امام خمینی نیز با استقبال گسترده نخبگان و نیز استقبال منطقی و خوشایندی از سوی رهبران غرب مواجه شد. در کنار این موضوع ارتباطات محکم تر هاشمی با نهادهای قدرت جمهوری اسلامی اعم از رهبر، نهاد روحانیت، سپاه و نیزصدارتش بر مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان نهاد قانونی تدوین سیاستهای کلی نظام و نیز محل حل اختلاف قوه مقننه به امتیازات او در این مرحله میافزاید. در کنار این مسئله، موضوع مقبولیت که آقای هاشمی همواره چه در میان نخبگان و نیز مردم عادی همواره و بدون افت و خیز قابل توجه طی بیست سال گذشته دارا بوده است مشروعیت حداقلی لازم برای پیش برد اهداف مذکور را نیز برای او فراهم می آورد. شهرت هاشمی رفسنجانی به عنوان king maker و نیز شایعات جدی در مورد روابط و قدرت شخصی او تصویری از یک سیاستمدار استاندارد را از او ساخته است که تحلیل جدی گرفتن او را همواره در میان غربیان قابل قبول میکند.
بحث نهایی نیز در رابطه با اصلاحات سیاسی و اجتماعی مورد نیاز جامعه است که نیاز شدید و جدی به این اصلاحات با انتخابات دوم خرداد 1376 تلنگری جدی به نظام رایج و حاکمیت در ایران وارد کرد و جای خود را به عنوان پای ثابت تمام بحث های چند ساله اخیر ایران محکم تر نمود. این نیازهای جدی به عنوان نموداری از شرایط حیاتی و نیز رشد فزاینده ابزارهای اطلاع رسانی و نیز شرایط بسیار ویژه جامعه ایران ( حدود دوسوم جامعه ایران بعد از انقلاب به دنیا آمدهاند. ) ایجاد شدهاند.
جمعیت جوان، دانشگاه دیده و اکثرا مجرد ایرانی با تغییراتی که به کمک ماهواره، اینترنت و نیز روابط رو تزاید فرهنگی با جهان خارج ایجاد شده است انتظاراتی از حاکمیت پیدا کرده اند و نیزرابطه ای میان خود و حاکمیت قائلند که مقولهای کاملا متفاوت و جدا از ارتباط فرهمندانه ای است که امام خمینی با جامعه برقرارکرده بود .
سؤال کردن و تفکراتی گاه متضاد با تفکر رسمی داشتن از مشخصههای چالشی است که جامعه ایران با حاکمیتی که هم چنان دیدی پدرسالارانه و گاه فرهمندانه در میان رهبرانش به رابطه میان جامعه و حاکمیت وجود دارد. این چالش اساسی تر از آن است که با اصلاحات رو بنایی در اجازه دادن به آزادیهای گسترده اجتماعی به سان مدل مشهور به مدل چینی قابل حل باشد، برای حل این چالش نیاز به ساختارشکنی هایی هست که قسمتهایی از آن در دوره آقای خاتمی انجام گرفت و قدمی برداشته شده است و دیو از چراغ بیرون آمد. دیگر نمی توان به گذشته برگشت، شناسایی نیازهای واقعی این شرایط و نیز توانایی ارائه راه حل های اصول گرایانه و در عین حال اصلاح طلبانه ـ علیرغم این که شعار همه نامزدهای وابسته به طیف راست نیز چنین بود- نیاز به توانایی هایی دارد که هر کدام از تیم های آقای هاشمی و آقای معیناز قسمتی از آن بهره مند هستند.
بسیار روشن است که در راه اصلاحات دیگر نمی توان گام به پس نهاد ولی انجام این جراحی فوری در درون جامعه امروز ایران با توجه به سیاستهای رسمی حاکمیت و بالا رفتن روز افزون سقف مطالبات جامعه، توان و فداکاری بسیاری میطلبد که امیدوارم رئیس جمهور آینده از آن برخوردار باشد.
جالب ترین مسألهای که در این مورد میتوان ذکر کرد عملکرد نسبتا خوب صدا و سیما بود که در این دوره در مقایسه با انتخابات 76 از تفاوتهای قابل توجهی برخوردار بود و اتفاق از آن جالب تر تهدیدی بود که ستاد انتخاباتی آقای معین در مواجه شدن رفتار صدا و سیما در پس گرفتن دعوت از خانم کولایی به صدا و سیما از خود نشان داد و اعلام کرد که اگر صدا و سیما به شیوه خودش ادامه دهد از تلویزیونهای ماهوارهای برای ارتباط با مردم استفاده خواهد کرد در جامعهای که ماهواره هنوز به طور رسمی قدغن است این تهدید نشان میدهد که آینده زودتر از تفکر ما رسیده است و واقعاٌ آینده روشن است.
آسیب شناسی انتخاب آقای معین به عنوان رئیس جمهور از اشاره ای به دولت خاتمی می گذرد، پس از آنکه دولت خاتمی نتوانست حتی به قسمت محدودی از مطالبات ایجاد شده در جامعه پاسخ دهد دامن زدن به مطالبات جدی تراز سوی معین و تیم همراه در حالی که با توجه به نظم رایج حکومت در ایران تقریبا روشن است که توان پاسخ گویی به آنها در چارچوب ساختار فعلی افراد در حکومت وجود ندارد بزرگترین خطری است که حرکت اصلاح طلبانه ایران را تهدید میکند. اگر معین هم نتواند، دیگر عملاٌ و بدون دخالت حاکمیت و به دلیل اشتباه محاسباتی جبهه مشارکت پرونده هرحرکت اصلاح طلبانه در درون نظام بسته خواهد شد و اکثریت جامعه به انزوای خود خواسته ای خواهند رفت که با عدم دخالت در سیاست رشد تفکرات اصلاح طلبانه را از حاکمیت نیز میگیرند. سکوت ملت به نظر من تیر خلاص به حرکات مسالمت جویانه اصلاح طلبی در ایران پس از این خواهد بود و در این میان قسمتی از این شکست به عهده کسانی است که در اصلاح طلبی اشتباه کردهاند و حتی شاید بتوان گفت دروغ گفتهاند. سیاست هایی از قبیل ائتلاف با نیروهای ملی مذهبی و حتی نزدیکی هایی با اعضای جبهه ملی داخل و حتی ارتباط با تشکلهای سیاسی اپوزسیون خارج از کشور مانند حزب توده و فدائیان خلق، همکاری و قول مساعد نیست به مطالبات گاهاً ناحق کردها، قول به همه جریانهای خارج از تحمل حاکمیت برای حضور در کابینه موجب برخوردهایی فرسایشی میان دولت و جناح های دیگر کشور خواهد شد که فرصت کار را از دولت خواهد گرفت.
آیا دوستان مشارکتی تفکر کردهاند چگونه میخواهند برای یک وزیر کرد یا ملی مذهبی از مجلس هفتم رای اعتماد بگیرند؟
یا هیچ فکر کردهاند ایجاد جبهه دموکراسی خواهی به عنوان یک جریان منتقد حاکمیت و در کنار آن در اختیار داشتن همزمان قوه مجریه با کدام عقل سلیمی میتواند به نچسباندن برچسب منافق جدید به آنها منجرشود؟
آیا اصرار به اجرای شعارهای برنامه های ارائه شده در طول مبارزات انتخابی به یک دعوای واقعی در کشور منجر نخواهد شد و آیا دولتی که میخواهد به سازمان تجارت جهانی بپیوندد و باید بورسی پر رونق بخش خصوصی پیشتاز و اعتماد جهانی داشته باشد میتواند تصور کند در اوج دعوای جدی میان جریان های حاکمیت کدام سرمایه داری حاضر به جریان انداختن سرمایه خود در فعالیتهای اشتغال زا و بلند مدت خواهد کرد؟
عقب نشینی های خاتمی وار از مواضعی که ذکر آن رفت نیز موجب بی اعتمادی مطلق مردم به جریان و پروسه اصلاحات در کشور خواهد بود و آغاز سکوت که خود به خود به سقوط اخلاقیات، مادی گرایی بیشتر جامعه و بسیاری از آفت های دیگر منجر خواهد شد.
من اعتقاد دارم دکتر معین به دلایل بسیار- که البته عدم توانایی خود و تیم همراهش قسمت کوچکی از آن است - نخواهد توانست دولت موفقی را تشکیل داده و مدیریت کند. اگر حامیان آقای معین فقط به دلیل از دست ندادن رانت های اقتصادی و سیاسی به دست آورده در دوران آقای خاتمی بر طبل انتخابات میکوبند خیانت بزرگی را مرتکب میشوند.
مقایسه 28 مرداد 1332 با 27 خرداد 1384 شاید همانند قیاسی که آیت ا... مهدوی کنی در مورد انقلاب مشروطه و انتخابات خرداد 76 داشت خودخواهانه و بی خردانه باشد، ما همچنان باید به دنبال حماسه بگردیم نمی دانم چرا سیاستمداران این کشور نمی توانند خود به خود به وظایف خود عمل کنند؟در این میان شاید بهترین گزینه رای به هاشمی باشد با حفظ همه فاصله ها و انتقادات، این بار مسئولیت این رای برای هاشمی هم چندان ساده نخواهد بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر