جمعه، تیر ۱۰، ۱۳۸۴

مدیریت معضل حل نا شدنی؟

در کشور ایران بسیاری مسائل وارونه است یعنی در حالی که جایی باید مدیری به خاطر ضعف و سستی محاکمه شود از او تقدیر می‏شود. البته این تقدیر نه از آن تقدیرهای رایج حکومتی که با تعجب از سوی مردم، نخبگان و عامه است.
مثلا یک باشگاه ورزشی که توسط یک شرکت دولتی از محل بند چ بودجه - بندی که به دستگاههای دولتی اجازه می
‏دهد یک درصد درآمد خود را در راه ورزش هزینه کنند یعنی یا به سازمان تربیت بدنی بدهند و یا با نظارت تربیت بدنی خود در ورزش هزینه کنند. - ساخته می شود، مثلاً یک ورزشگاه با امکانات کامل چندین رشته ورزشی ساخته شده است که شاید ارزش کنونی آن بیش از سه میلیارد تومان باشد اتفاقی که افتاده چیست؟ این مجموعه عظیم در کنار چند تیم لیگی و آماتور را نیز تحت پوشش قرار داده سالانه بیش از یک میلیارد تومان را هم جذب و در امر ورزش هزینه می‏کند. حال آنچه در این میان جالب است میزان درآمد این مجموعه است که در بهترین شرایط از ده بیست میلیون تومان تجاوز نمی‏کند.
واکنش مسئولان و مردم همه حاکمی از تقدیر از مدیر این مجموعه است که به چنین ابتکار جالبی دست زده است یعنی وضع مدیریت این کشور چنان خراب و اسفناک است که باید به مدیری که در استاندارد جهانی باید توبیخ و برکنار شود درایران مدال می‏ دهند. دلیل امر نبود استانداردهای صحیح برای سنجش موفقیت است و سطح بسیار بسیار پایین تر سایر مدیران.
البته در واقع این چنین هم هست یعنی مدیر مذکور در استاندارد ایران مدیر موفقی است که زیر بار چنین مسئولیتی رفته است و چنین پروژه‏ای را اجرا کرده است. برای این که در همین شهر بسیاری از سازمان و نهادها امکانات و توان مالی گاهاً بیشتری نیز دارند و چنین ناپرهیزی هایی را هم انجام نمی‏دهند.
این نمونه، مشتی نمونه خروار است که چگونه استاندارد انتظارات از مدیران کشور در چنین سطوح نازلی است و به همین دلیل است که آنچه در این کشور اتفاق نمی‏افتد پیشرفت است چون اگر مدیری بداند که باید کاری را بکند و الا ... حتماً چنین کاری خواهد کرد چون نیاز به جایگاه و علاقه به حفظ آن انسان را مجبور به تلاش می‏کند. حال این انرژی و تلاش در ایران چون صرف کار مثبت نمی‏شود صرف اعمالی می‏شود که گاها حتی زبان از گفتن آن شرم دارد. مدیرانی که بزرگترین هدفشان زیر آب زنی و دو دوزه بازی است اینها مهمترین مشکل توسعه‏اند حتی قبل از قوانین عادی و اساسی یا مشکل حکومت. چون هنوز بهره وری کار و فعالیت در ایران بسیار کمتر از ظرفیت‏های نظام حاکم و رایج است.

هیچ نظری موجود نیست: