قسمت جالب قضیه این است که من چند بار در روزنامهها و مجلات داخل ایران قبلا و در طی انتخاب آقای احمدینژاد به عنوان شهردار چیزهایی درباره این مطلب شنیده بودم و حتی به یاد دارم که چیزهایی خواندهام و تحلیلهایی به این مضمون که احمدینژاد و صفرغامی رئیس کنونی سازمان صدا و سیما تنها افرادی از گروه دانشجویان پیرو خط امام تسخیر کننده سفارت آمریکا هستند که به اردوگاه راست غلطیدهاند.
لبته این مسأله از نظر حقوقی مشکلی را متوجه ایران نخواهد کرد چرا که طبق قرارداد الجزایر که بهزاد نبوی از سوی ایران آن را امضاء کرده است آمریکا حق تعقیب گروه دانشجویان گروگانگیر را از خود صلب کرده است، ولی از نظر تبلیغاتی شاید با توجه به توان بالای رسانههای آمریکایی در مواقع مورد نیاز برای سیاست خارجی آمریکا بتوانند مشکلات جدی را برای ایران در عرصه دیپلماتیک به ارمغان بیاورد. لازم است در این باره خیلی جدی حقیقت یابی شود و این مسئله از بحث رسانه ای خارج شود.
آنچه در این میان مهم است این مسئله است که چه آقای احمدینژاد جز گروگان گیران باشد و چه نباشد- که این مسئله طی روزهای آینده مشخص خواهد شد- او برای پایان بردن دوره چهارساله کنونی راه سختی را در پیش دارد. در هنگامی که ایران دارد با مشکلات و چالشهایی بزرگ در عرصه جهانی رو به روست کاش ما یک رئیس جمهور کمتر مشکل دار داشتیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر