دوشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۴

چرا از رئیس جمهور شدن احمدی نژاد خوشحالم؟‎

آنچه در انتخابات اخیر اتفاق افتاد نتیجه حقیقتی اقداماتی بود که اصلاح طلبان دوزیست ایرانی در طی هشت سال گذشته انجام داده‎اند و هنر بی بدیل این مجموعه منجر شد به این مسئله که دولتی اصلاح طلب که رسالت را از دولتی محافظه کار ولی توسعه گرا تحویل گرفته بود آن را به دولتی بی بدیل مثل دولت احمدی‎نژاد تحویل دهند.
آنچه نخبگان دوزیست و اصلاح طلب مشارکتی انجام دادند اجازه ندادن به رشد جامعه مدنی بود، جامعه مدنی در ایران در هشت سال گذشته رشد نکرد و همه گروههای پیشرو آن سرکوب شدند و یا به بهانه اعتدال از جبهه اصلاحات طرد شدند و جامعه ایران باز مانند گذشته توده‎ای تصمیم گرفت و این بار نتیجه همه ترساندن‎های اصلاح طلبان از لولوخورخوره‎های استبداد، منجر به این شد که این بار توده‎ها برای تنوع هک که شده در دام شعار امنیت و عدالت بیفتند.
اصلاح طلبان حکومتی اندک اندک باید پستهای حکومتی را واگذار کنند و به جامعه باز گردند، دیگر سفرهای خارجی خانوادگی به مالزی برای معاونین رئیس جمهور اتفاق نخواهد افتاد، این بسیار تلخ است آری!
نمی‎دانم این چه اصراری بود که عده‎ای برای پست ریاست جمهوری که خاتمی آن را تدارکات‎چی خواند چنین جد و جهد نشان می‎دادند. معین گفته بود حکم حکومتی را در دولتش قبول نخواهد کرد، او گفته بود نظارت استصوابی را نخواهد پذیرفت، معین حتی گفته بود روزنامه‎های توقیف شده توسط قوه قضائیه را رفع توقیف خواهد کرد ولی او نگفته بود در ساختار موجود جمهوری اسلامی چگونه چنین کاری خواهد کرد، به معین و اطرافیانش رأی ندادم چون همه شعارهای تیم مشارکت را جز مشتی دروغ تهوع آور نمی‎دانستم و ایمان داشتم معین که از نظر شخصی حتی نیمی از خاتمی نیز نیست توان اجرای چنین مطالباتی را ندارد و اگر هم او داشته باشد وزرای اصلاح طلب عافیت طلبش نخواهند گذاشت. اصلاح طلبان باختند و ملت را نیز بازاندند چون عافیت طلبی مفسدانه‎ای پیشه کردند که تنها لایق هم آغوشان فاسد قدرت بود و این ها بیش از آن نبودند.
خوشحالم از اینکه احمدی‎نژاد رئیس جمهور شد تا بار دیگر عده ای با تحلیل اعتدال در مقابل افراط، شعارهایی که خود داده بودند و ملت در آن زمان ادعای اجرای آن را داشت، را خفه نخواهند کرد.
من خوشحالم از این که هاشمی نیز رئیس جمهور نشد، شاید رئیس جمهور نشدن او بر مشکلات کنونی در عرصه‎های جهانی بیفزاید، ولی با توجه به اجماع بی سابقه‎ای که از گروه ‎های اپوزوسیون تا پایدارترین اعضای حوزه علمیه درباره او بوجود آمده بود رفتارهای آینده او می‎توانست تمام مشروعیت و مقبولیت نخبگان را بر باد دهد هر چند اکنون نیز چیز زیادی از آن نمانده است.
همه با طناب هاشمی به چاهی افتادند که خود آن را کنده بودند، کسانی که اجازه ندادند که نهاد واقعی جامعه مدنی ایجاد شود کسانی که جوان را به عنوان خلال دندان ضیافت ناهار پیروزی می دیدند و این گونه بود که احمدی‎نژاد همه این ریزش‎ها را جمع کرد آری هفده میلیون رأی باید به تاج زاده حجاریان و جلالی پور نشان داده باشد آفت ملت خر بینی هزینه‎هایی دارد که باید بپردازند و آنهایی که با ملت و توده‎ها را حساب جاری خود می‎پنداشتند باید می‎دانستند در این بازی دست بالای دست بسیار است اگر با شعار اصلاح نشد، با عدالت با امنیت همه آنها بریده می‎شوند و شدند.
اینک اگر اندک آبرویی نیز برای اصلاح طلبان دوزیست مانده بود آن نیز پس از سه بار ویراژ تند مواضع از بین رفته است اولی قبول حکم حکومتی که ادعا می‎کردند نخواهند پذیرفت، دوم حمایت از هاشمی و تبدیل گزینه اصلاح طلبی در مقابل استبداد به فرآیند فاجعه و سوم بیانیه ابلهانه مشارکت در تحلیل انتخابات که نشان داد این عده هنوز راه زیادی دارد تا حتی از دانشجویان کم سواد یاد بگیرند. آری شعارهای عوامفریبانه با ادبیات نخبگان دیگر نمی‎تواند ملت را به صحنه بکشاند، اگر جامعه مدنی ایجاد می شد شاید می‎توانست این نظام توده‎ای را منظم کند ولی نباید انتظار داشت جامعه‎ای که توده‎ای تصمیم می‎گیرد به ندای نخبگان عمل کند و حال وقت تصمیم است دوباره جامعه مدنی و یا شرکت در بازی جدید که این بار احمدی‎نژادیان تدارک دیده‎اند و آن بازی دادن نیروهای عافیت طلب این طرفی در دولت است. امیدوارم تحلیلی درباره ضرورت این حرکت از سوی اصلاح طلبان نشنوم ولی اگر هم شنیدم چندان تعجب نخواهم کرد چون دکتر عارف که هنگام ترک جلسه مجمع تشخیص مصلحت توسط خاتمی در اعتراض به تصویب بودجه شورای نگهبان آن را با توالت رفتن او اشتباه گرفته بود شاید چندان تفاوتی میان کرسی معاون اولی خاتمی و احمدی‎نژاد قائل نباشد.
از میان اصلاح طلبان دیگر اکنون وقت انتخاب به سر آمده است، جامعه مدنی واقعی یعنی civil socierty باید رشد کند. با همه امکانات و ابزارهایش بی آنکه چند ماه بعد تبدیل به مدينه النبی شود و این جا مردان میدان خود را نشان خواهند داد. این جامعه مدنی دشمن جدی نخواهد داشت چون این بار بنیادگریانه ترین اندیشه‎های جمهوری اسلامی مسئول عرفی ترین قسمت نظام شده‎اند و این آغاز استحاله این دسته خواهد بود جالب خواهد بود شنیدن توجیهات مصباح یزدی در مقابل مماشات هایی احمدی‎نژاد با پدیده‎های عرفی به اصطلح نا هنجار ایران شاید چندان دور نباشد. این آغاز عرفی تر شدن هر چه بیشتر جامعه ایران است پس زنده باد احمدی نژاد شاید او ناخواسته بتواند.



هیچ نظری موجود نیست: