صحبت های اخیر رئیس جمهور عراق به نقل از روزنامه الحیات که در آن قرارداد 1975الجزایر را قراردادی بین صدام و شاه سابق ایران و در نتیجه غیرقابل قبول خوانده بود، جدا از همه تایید و تکذیب ها نشان داد همه عراقی ها اعم از صدام که خود در زمان معاونت ریاست جمهوری قرارداد را امضا کرده بود، ابراهیم جعفری نخست وزیر سابق عراق که سال ها در بیمارستان خاتم الانبیا در تهران پزشکی کرده و متحد طبیعی ایران خوانده می شد، جلال طالبانی رئیس جمهور فعلی و چریک کرد سابق که وابسته به ایران بود و مسعود بارزانی رئیس عشیره بارزانی و رئیس تشکیلات خودخوانده شمال عراق با این قرارداد مخالف بوده و هر موقع زورشان رسیده "مانند صدام" جهت برگرداندن اوضاع به نفع خویش اقدام کرده اند. از این مسئله حتی بدون اطلاع از دانش مربوطه یک نتیجه بیشتر نمی توان گرفت و آن یکطرفه بودن آن به سود ایران است. اگر در نظر گرفته شود طرف مذاکره شاه در الجزایر خود صدام حسین و در اوج حمایت اتحاد شوروی از عراق بوده، این قرارداد تبدیل به تابلوی موفقیت دیپلماتیک و هژمونی برتر ایران در آن دوره می شود.
این قرارداد و قرارداد بازپس گیری جزایر ایرانی ابوموسی و تنب کوچک و بزرگ در خلیج فارس که سال هاست کشور امارات با هزینه میلیون ها دلار و استفاده از حمایت دیپلماتیک تمام اعراب و آمریکا در کوشش است به حاکمیت ایرانی این جزایر خدشه وارد کند و نتیجه ای نگرفته است نشان می دهد ایران در آن دوران در سیاست خارجی خویش در موضعی بسیار برتر از کشورهای همجوار قرار داشته و این موقعیت برتر را با قراردادهای مختلف مرزی با همه کشورهای همجوار غیر از اتحاد شوروی از موضع بالاتر منعقد کرده است.
بازبینی سیاست خارجی آن دوران نشان می دهد جدا از روابط خوب با آمریکا که در سایه شاخ و شانه کشیدن های بی دلیل و احمقانه جناب احمدی نژاد یکی از بدترین و مضحک ترین دوران خود را سپری می کند و اجازه داده هر کشوری به تحقیر ما بپردازد و با دولتمردان و شهروندان ایرانی برخوری بسیار دون شان ایران انجام دهد، فاکتور بسیار مهمی وجود داشته که بعد از انقلاب کمتر به آن توجه شده است. این فاکتور دانش بسیار دیپلماتیک و اعتماد به نفس بالای کارگزاران کشور و شخص خود شاه بود. اعتقاد جدی به بالاتر بودن ایرانی اجازه نمی داد مثلا امیر کشور میکروسکوپی قطر به خود اجازه دهد به وزیرخارجه ایران اخم کند یا از موضع بالاتر با او طرف شود. فاکتور اعتماد به نفس تقریبا در تمامی وزرای خارجه و اکثریت مسئولین دیپلماتیک ما غایب بوده و موجب شده در مقابل بدترین توهین ها با آرامش برخورد کنند. آیا اگر اندکی حس بی نیازی و عزت که شعارش بسیار داده می شود وجود داشت روزی چندین پرواز هواپیمایی قطر و امارات می توانستند مسافران ایرانی را به دوبی برده تا باعث آبادی آنجا شده و در عین حال در تمام نشریات نقشه ها و حتی لیوان ها نام خلیج عربی اختراعی جمال عبدالناصر کوتاه بین را به خود داشته باشد. بدتر از آن مسافرانی که هما را برای پرواز به دوبی انتخاب می کنند در کنار رفتار زشت کارمندان عرب فرودگاه باید انتقال از ترمینال های کاملا ابتدایی و متفاوت با ترمینال های اصلی را تجربه کنند. باید برای جایگاه خدشه دیده غرور ایرانی در دنیا فکری کرد.
دوشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۶
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر