جمعه، تیر ۰۵، ۱۳۸۸

آچمز

اوضاع کنونی ایران پس از خطبه های نماز جمعه آقای خامنه ای وارد مرحله جالبی شده است. یعنی با توجه به سنت 30 ساله جمهوری اسلامی در هنگام اختلافات جدی میان جناح های سیاسی امام به دلیل جایگاه بسیار بالاتر مشروعیت نسبت به جناح ها با حکمی قضیه را فیصله می داد. در مورد آقای خامنه ای نیز تا مدت ها با کمی ضعف همین اصل صادق بود و به صحبت آخر ایشان با عنوان “فصل الخطاب” نگریسته می شد. ولی این بار نه نامزدهای معترض و نه مردم چندان وقعی به تاکید آقای خامنه ای در پایان دادن به تظاهرات ننهادند و دو تابوی جمهوری اسلامی را با هم شکستند، یعنی تابو تظاهرات خیابانی معترضان و مسئله “فصل الخطاب “ بودن رهبر. حال جمهوری اسلامی نه توانسته مردم و نخبگان هر دو جناح را اقناع کند و نه با هزینه کردن از اعتبار رهبر توانسته به شکایات و نارضایتی ها پایان دهد پس به شدت نیاز به طرحی نو و شیوه ای جدید در تعامل با این مشکل به شدت احساس می شود. طرحی که  یافتن آن با توجه به مواضع طرفین مشکل می نماید.

حال باید دید که فعالیت های آقای لاریجانی و کمیسیون امنیت ملی مجلس علی الرغم نظر صریح رهبر  بر سالم بودن انتخابات  در دیدار با سه  نامزد معترض و آقای رفسنجانی دنبال چه راه حلی هستند؟

 

هیچ نظری موجود نیست: