محمد قوچانی در مقاله ای در شهروند امروز به رفتار دینی و نمادهای دولت احمدی نژاد پرداخته بود و در کل نتیجه گرفته بود دولت وی دین زدایی و در حقیقت روحانی زدایی شده ترین دولت پس از انقلاب است. اینک که دقیق تر به اوضاع نگاه می کنم می بینم واقعا تشیع از جانب این دولت اندک اندک مشخصه های تاریخی خود را از دست می دهد و روز به روز نحیف تر و ضعیف تر به حیات خویش ادامه می دهد.
خوانده بودیم مرجعیت شیعه همواره بدون مرز پناهگاه شیعیان و زبان گویای دادگری ملت بوده است.خوانده بودیم مسئله غیبت نیروی محرک تشیع و امیدواری مومنان است. خوانده بودیم دولت ها همواره رعایت کننده احترام و حقوق مراجع بوده اند و …
اکنون با دولتی و تفکری در پشت آن مواجه شده ایم که نمونه عملی افکار ماکیاولی و خرافه گراترین اندیشه شیعی است. در اتفاقات اخیر و نامه درخواست کمک رئیس جمهور منتخب میرحسین موسوی به مراجع غیر از آیت ا… العضمی منتظری هیچ کدام از آیات عظام واکنشی نشان ندادند. انگار نه انگار که جوانان این کشور شیعی در معرض عریان ترین خشونت ممکن در دنیای معاصر قرار گرفته و حتی شهید می شوند. خشونتی که روی خشونت سربازان صهیونیست! را در مواجهه با جوانان فلسطینی سفید کرده است. انگار نه انگار که آرای این مردم، اراده تعین سرنوشت یک ملت در معرض بزرگترین اتهام ممکن یعنی تقلب قرار نگرفته است. انگار نه انگار رئیس جمهور حاکم این کشور شیعی به مانند حاکم طاغوت قصه ها با وقاحت دروغ می گوید. انگار نه انگار که خرافاتی ترین اندیشه های تاریخی درباره غیبت جان دوباره رفته اند و انگار نه انگار که با تفکری مواجه شده ایم که چوب حراج بر آبروی تنها کشور شیعه دنیا در دنیا زده است؟
و سکوت تنها جواب نهاد مرجعیت شیعه و پاسدار تشیع علوی است. دولت دارد نان وابستگی 20 ساله نهاد مرجعیت به دولت یا سرکوب گاه و بی گاه معترضین روحانی و بلندپایگان حوزه ها را می خورد و تشیع چوب سکوت و آلوده شدن اصیل ترین نهادهایش یعنی حوزه و مرجعیت را به قدرت و دولت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر