یکشنبه، تیر ۰۲، ۱۳۸۷

طرح مبازه با امنیت اجتماعی!

چند مدت پیش خبرنگار رادیو در خیابان با اصرار از من خواست که در مورد "طرح ارتقاي امنيت اجتماعي" و احتمالاً دفاع سرسختانه از آن صحبت کنم. البته بیچاره با توجه به دورویی ذاتی اکثریت مردم ایران از نظر حرفه ای انتظار نا بجایی نداشت ولی خوب از شانس بد ایشان من کمی سرکیف بودم و شروع کردم که "... با سلام خدمت شنوندگان عزیز طرح مبارزه با امنیت اجتماعی..." خبرنگار خواست اشتباه لپی مرا اصلاح کند که من گفتم نه اتفاقاٌ متوجه هستم که دارم راجع به طرح مبارزه با امنیت روانی و اجتماعی مردم صحبت می کنم، خبرنگار بیچاره هم مانده بود چگونه ...ای را که با اصرار بی نهایت به من برای مصاحبه خورده جمع کند که ...
طرحی که تابستان سال گذشته با عنوان پرطمطراق فوق الذکر آغاز شد و صحنه هایی شرم آور از پلیس جمهوری اسلامی در یادها ثبت کرد با هدف اصلاح اخلاق مردم و هدایت جوانان به ضرب باتوم به بهشت اجرا شد و طراحان ساعت ها در تلوزیون درباره مطالعات عمیق و کارشناسی احتمالاٌ برای افزایش زور باتوم پلیس در مقابل دختران بی دفاع ایرانی فک زدند که در نهایت جوب بی صدای خدا شروع کرد به ثمره دادن
رسوایی اخلاقی مسئولان حراست دانشگاه سهند تبریز(کارمندان رسمی مسئولان وزارت اطلاعات)، دو نماینده اصولگرای مجلس هفتم یعنی همان مجلس دستچین شده که به قول آیت ا... مشکینی لیست اعضای آن به امضای امام زمان(ع) رسیده، مسئول ستاد انتخابات استانداری قزوین در ماشین دولتی، گل سرسبد رسوایی ها رسوایی اخلاقی فرمانده نیروی انتظامی استان تهران که به عنوان یکی از طراحان طرح مورد بحث مشهور بود و...........( یعنی چندین و چند تای دیگر)
این سلسله از پرده برون افتادن فساد کارگزاران کشور نباید بی حکمت باشد، ما ترک ها ضرب المثلی داریم که با اندکی اغماض می شود به مجازات تا قیامت به تاخیر نمی افتد ترجمه اش کرد. حال باید گفت جمهوری اسلامی دارد تاوان آزار شهروندانش را با این بی آبرویی ها می دهد؟ البته این فسادها و کثافت کاری ها در هر کشور ملحد و کافر بی همه چیزی رخ می داد شاید چند وزیز استعفا می دادند ولی در ایران همه چیز لاپوشانی می شد تا مبادا ام القرای جهان اسلام بی آبرو شود.
آخرین نمونه از این رسوایی هایی ها که مصداق واضح
واعضان کین جلوه در محراب و منبر می کنند چون ز منبر می روند آن کار دیگر می کنند
است در دانشگاه زنجان رخ داد که معاونت محترم دانشجویی منصوت وزیر دولت اسلامی اقدام به معامله جنسی با یکی از دانشجویان می کند یعنی جنسیت مونث او در مقابل حل مشکل کمیسیونی او با امضای کارگزار منتخت دولت. از بخت بد جناب استاد دانشجوی مذکور با ضبط صوت در قرارگاه یاهمان اتاق کار معاونت محترم حاضر شده و همکلاسی ها با دوربین در بیرون اتاق منتظر و بله فیلم افتضاح استاد چندین هزار بار در youtube دیده شد و تشت رسوایی ار بام افتاد. با بلوف سیاسی نماینده مثلاٌ اصلاح طلب زنجان تحصن تمام شد و قول داد که متهم قضیه محاکمه و مجازات خواهد شد و از هیچکدام از دانشجویان بازخواستی نخواهد شد، ولی فردای پایان تحصن دادستان زنجان گفته جرم اشعه فحشا به اندازه خود فحشاست و با انتشار دهندگان فیلم برخورد قانونی خواهد شد بالاخره این قانون ها باید بر روی عده ای اجرا شود و دختر بیچاره هم بازداشت شده تا به مجازات برسد تا فکر کند چرا دختر به دنیا امده و کارگزار نظام را اندکی از دروازه بهشت دور کرده است.کارگزار مورد نظر هم چون اندکی برابرتر است تاکنون احتملا به قید کفالت و یا ضمانتی آزاد شده است. ولی بی آبرویی های اینچنینی واقعاٌ خیلی خنده دار است خنده دار

سه‌شنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۷

آزادی جنایت

چند سال پیش در کرمان قتل هایی اتفاق افتاد که بعدها با تلاش فرمانده وقت و سپس معزول نیروی انتظامی روشن شد که عده ای بسیجی با استفاده از امکانات بسیج و با نیت اصلاح و ارشاد و درس گرفتن ار سلسله سخنرانی های مصباح یزدی اقدام به اصلاح کاری!!! عده ای کرده و جان ایشان را به جان آفرین تسلیم نموده اند. در این بین نیز هنگام ارشاد زنان از ماموریت مقدس خود مرخصی ساعتی گرفته و رابطه جنسی اجباری نه چندان مختصری هم با ایشان برقرار نموده اند یا شاید هم در چارچ.ب ماموریت مقدس خویش به این اقدام دست زده اند. با این حال و با استناد به بعضی اصول مترقی قانون مجازات اسلامی آزمایشی یک دهه ای ایران با توجه به نیت خیر عاملان جنایت های غیرانسانی پس از بارها رفت و برگشت پرونده به دیوان عالی کشور بالاخره از قصاص رهایی یافنه و احکام زندان متفاوتی دریافت کردند. در نهایت امر هم علی الرغم صدور احکام قطعی وکیل تعدادی از شاکیان چندی پیش اعلام کرد که مجرمان هم اکنون آزادند و به زندان معرفی نشده اند.
اسرائیل بارها به دلیل آموزه های تلموذ که ارزش چندانی برای جان غیریهود قائل نیست از طرف همین نظام به جنایت و بی نهایت لقب دیگر ملقب شده حال باید پرسید اسرائیل حداقل به جان یهود ارزش قائل است ما به چه کسی خودی می گوییم به مسلمانان یا فقط به ...

حرف حق

در خبرها آمده بود علی کریمی کاپیتان تیم ملی فوتبال از تیم ملی اخراج شده است. مهدی تاج نایب رئیس اصفهانی!! فدراسیون فوتبال دلیل این امر را انتقاد کریمی از فدراسیون فوتبال اعلام کرده و اعلام نموده که کریمی 2 سال هم باید محروم شود. کنجکاو شدم بدانم انتقاد علی کریمی چه بوده است که فدراسیونی ها اینقدر آشفته شده اند؟ جالب بود که کریمی گفته بود این فدراسیون بی برنامه ترین و ضعیف ترین فدراسیون 10 سال اخیر است.
در اینکه علی کریمی عالی ترین توصیف و منصفانه ترین نقد را در مورد این فدراسیون داشته شک نکنید، این فدراسیون به هر کاری دست زده افتضاح بالا آورده است.انتخاب سرمربی تیم ملی و آن تغییر مسخره در آخرین لحظه، حریفان تدارکاتی آفریقایی که کلاه گشاد سر تیم ملی گذاشتند، دعواهای کمیته های فدراسیون و مهمتر از همه اینکه در واقع هیچ کاری انجام نداده اند و دو سه مورد گندی هم که زده اند در رابطه با کارهایی بوده که قبلی ها شروع کرده بودند و به دلیل فشار جراید و تنگی وقت مجبور به انجام بودند.
حال باید به حال آن مملکت گریان بود که فدراسیون فوتبالش هم جزو ضروریات دین شده که انتقاد از ان کفر لحاظ می شود. خوشا به حال ما که به عراقی ها می خندیدیم وقتی می شنیدیم پسر صدام بازیکنان را فلک می کند. این اصفهانی که در روزنامه اینگونه توپش پر بوده کریمی اگر در ایران بود و خجالت از بقیه دنیا نبود حتما او را فلک هم می کرد. دیکتاتوری بر مبنای دین خیلی خیلی بیشتر از آنچه فکرش را می کردم در مغزهای ... نفوذ کرده


شنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۷

سه‌شنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۸۷

افتتاح سالن 6000 نفری ارومیه برگ زرین دیگری از عملکرد دولت نهم

این متن پیامی بود که چند روزی قبل از عید روی گوشی موبایل بسیاری از ارومیه ای ها ظاهر شد و خبر از افتتاح سالنی می داد که 2 دهه از شروع ساخت آن می گذرد. سالنی که افتتاح شد 2 سال پیش محل برگزاری دیدار های خانگی تیم های والیبال آذرپیام و پگاه اورمیه بود. یک فصل تمام بازی های این دو تیم گاه با تماشاگرانی حدود 2 برابر ظرفیت اسمی سالن انجام شد. سیستم تهویه و سرویس های بهداشتی مجموعه کامل بود. ناگها انجام بازی ها در آن متوقف شد. ورودی مجموعه ظرف 2 سال ساخته شد و به عنوان سند حقانیت کارنامه دولت نهم بار دیگر افتتاح شد. پررویی تا آن حد که به تمام ارومیه ای ها sms خبر را ارسال کردند، در تهران نیز بیل بوردهای اتوبان نیایش اجاره شده بود و خبر افتتاح این سالن با متنی مشابه sms ارسالی به اطلاع مردم رسید. پیامی که جدا از رسوایی عمل انجام شده می توان از آن برداشت کرد که این دولت به سنت رایج ... مردم را گوسفند فرض کرده و بر ابن مبنا اقدام به تبلیغ و ترویج مفاهیم مورد نظر می نمایند. در نهایت برخوردهای تیلیغی و حماقت جدی و اصرار بر سیاست های غلط اقتصادی سالی سخت رت برای مردم ایران نوید می دهند

یکشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۶

بدون شرح و خیلی هم گویا

خبرنامه امیرکبیر: در حالی که هفته گذشته به صورت اتفاقی و بدون اعلام هیچ گونه علتی اخبار کوتاهی مبنی بر برکناری سردار رضا زارعی، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران، در تعداد معدودی از رسانه ها منتشر شد، منابع غیر رسمی اعلام کردند علت برکناری ناگهانی این فرمانده رده بالای نیروی انتظامی کشف فساد اخلاقی در مورد وی بوده است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دو هفته پیش سایت خبری عصر ایران در خبر مبهمی اعلام کرد فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ به زودی تغییر می کند. در متن این خبر آمده بود: «سردار رضا زارعی که از دو سال پیش فرماندهی این نیرو در سطح استان تهران را برعهده داشت، تا روز یکشنبه کنار می رود و به جای او سردار اکبر شاهی فرماندهی استان تهران را عهده دار خواهد شد. برغم وجود شایعات متعدد، هنوز از دلیل کنار رفتن سردار زارعی خبر تایید شده ای در دست نیست و سرهنگ احمدی، سخنگوی ناجا با تکذیب شایعات موجود، فقط این را گفت که سردار استعفا کرده است و روز یکشنبه مراسم تودیع و معارفه برگزار می شود.»
این خبر بدون آن که در خبرگزاری های رسمی بازتابی پیدا کند تنها در چند سایت معدود مانند فردانیوز، وابسته به حامیان قالیباف، بدون هیچ گونه توضیحی درج شد. اما منابع غیررسمی اعلام کردند علت برکناری ناگهانی زارعی و عدم پوشش رسانه ای مناسب در این خصوص بازداشت او در یک خانه فساد به همراه ۶ زن بوده است.
گزارش های رسیده حاکی است سردار سرتیپ پاسدار رضا زارعی، رئیس پلیس استان تهران، در یک خانه فساد به همراه ۶ زن بازداشت شده است. گفته می شود این بازداشت به دستور مستقیم آیت الله هاشمی شاهرودی انجام شده است. هاشمی شاهرودی از بیم آن که روابط نزدیک سعید مرتضوی و رضا زارعی مانع از پیگیری صحیح موضوع شود، این مسئله را خارج از چارچوب دادستانی استان تهران دنبال کرده و شخصا پیگیری آن را بر عهده گرفته و دستور بازداشت فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ را صادر کرده است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر پس از گذشت چند روز از بازداشت سردار زارعی، برای جلوگیری از پخش این خبر و به منظور آن چه عدم تضعیف نیروی انتظامی خوانده شده است، وی با قرار وثیقه از زندان آزاد می شود. شنیده ها حاکی از آن است که رئیس قوه قضاییه اصرار بر صدور حکم سنگین و اعمال مجازات شدید زارعی داشته و در همین رابطه رهبری هم خواهان اجرای قانون شده است. بیت رهبری تاکید کرده رسیدگی به پرونده این فرمانده نیروی انتظامی بایستی پس از انتخابات و بدون سرو صدا انجام شود.
بر مبنای تحقیقات اولیه مردم محلی که خانه فساد در آن بر پا بوده با گزارش این مسئله به مقامات مسئول، این خانه را به عنوان مورد مشکوک معرفی می کنند و روز حمله به این خانه، سردار زارعی در کنار شش زن و دختر و در شرایطی زننده بازداشت می شود. زنانی که به همراه سردار زارعی بازداشت شده اند و در جریان بازجوئی و تحقیقات گفته اند وی از آن ها خواسته به صورت دسته جمعی به صف شده و در حالت عریان نماز جماعت بخوانند.
جالب آن که سردار زارعی مسئول مستقیم اجرای طرح مقابله با اراذل و اوباش در تهران بود که نیروی انتظامی با برخوردهای خشن و زننده، افراد را بازداشت می کرد. وی همچنین یکی از مسئولین اصلی اجرای طرح امنیت اجتماعی بود. وی در مصاحبه ای که در اردیبهشت ماه امسال با رسانه ها انجام داد، گفته بود: «از آغاز طرح ارتقای امنیت اجتماعی در سطح استان تهران نیروی انتظامی بیش از ۳۵ هزار نفر را مورد ارشاد و تذکر قرار داده است. در همین خصوص هزار نفر به نیروی انتظامی احضار شدند و ۱۲۴ نفر به مراجع قضایی معرفی شدند. در ۵۲ روز ابتدای سال به ۷ هزار و ۹۳۳ نفر از اراذل و اوباش تذکر داده شد و چهار هزار نفر از آنان نیز دستگیر شدند و در مجموع هزار و ۱۰۱ پرونده در این زمینه در مراجع قضایی تشکیل شد.»

شنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۶

شهیدان گمنام

این روزها اخبار هریک از کانال های ترکیه را نگاه کنید پر از اخبار برخوردهای نظامی با تروریست های کرد و تجلیل از نظامیان و بیشتر شهدای نظامی این درگیری هاست. این تجلیل های هنرمندانه خانواده های داغدار شهدای ارتش ترکیه را به غرور افتخار شهادت برای وطن مسلح می کند و احترام اجتماعی برای شهدا و لعن و نفرت عمومی را بر ضد تروریست های کرد افزایش می دهد. درگیری های اخیر با کردها در جبهه ای از ایران تا سوریه به وضوح نشان می دهد چند کرد تروریست نمی توانند لجستیک نبردی چنین گسترده را فراهم کنند و دست آمریکا و اسرائیل در پشت این جریان به وضوح نمایان است. حملات هماهنگ ترکیه به پ.ک.ک. و ایران به پژاک به عنوان گروه تروریستی ایران محور کردی خود از صبر به انتها رسیده دولت های منطقه حکایت دارد. تفاوت عمده میان ایران و ترکیه در این موضوع سکوت خبری مطلق و مطلق در معنای واقعی کلمه در ایران نسبت به این جنگ آشکار اکراد نسبت به وطنمان است. این برخوردها به دلیل تقسیم کار نظامی میان نیروهای مسلح ایران در محل ماموریت سپاه پاسداران اتفاق می افتد و به تبع آن اکثر شهدای این حملات تروریستی از پاسداران هستند. سکوت خبری مطلق این درگیری ها به هر سیاست و منطقی که استوار باشد موجب می شود نیروهای مسلح ایران از حمایت روحیه بخش افکار عمومی بی بهره بمانند و نفرت عمومی بر علیه وحشیانی که فرزندان این کشور را می کشند تبدیل به بی خبری مطلق افکار عمومی حتی در شهرهایی شود که در خط مقدم نبرد محسوب می شوند. شهدای گمنام شهدای بی غرور شهدای تنهای این نبرد ها هم به عوض تجلیل در اجتماع گمنامانه قربانی عوامل کرد صهیونیسم و نقشه های گسترده آنها در شمال عراق شده و بی آنکه شناخته شوند به خاک سپرده می شوند. یادشان گرامی باد


از دوستانی که نام و اطلاعاتی در مورد این شهدا دارند می خواهم که در صورت امکان نگارنده را خردارکنند.

ممنوعیت

قلیان هم به لیست کالاها و یا شاید خدمات قاچاق ایران افزوده شد. چندسالی بود نیروی انتظامی به بهانه های مختلف مشغول محدود کردن قلیان در اماکن عمومی بود، ممنوعیت قلیان برای خانم ها و جوانان زیر 25 سال، ممنوعیت قلیان در رستوران ها و ...
در ضررهای قلیان و هر نوع ماده دخانی دیگر شکی نیست ولی علیرغم نفوذ بی نهایت سیگار و انواع مخدر در جامعه و تصریح مکرر قانون و افکار عمومی بر برخورد با آنها، اولویت دادن برخورد با قلیان به همان دلایل قدیمی برمی گردد. آزار و اذیت جوان ایرانی مطمئنا دلیل نخست از فهرست بلند بالایی است که از قلیان دشمنی برای جمهوری اسلامی ساخته است.
دیروز به نشانه اصالت ایرانی و پس از گذشت بیش از پنج ماه از آخرین قلیانی که کشیده بودم تصمیم گرفتم مزه قلیانی ممنوع را امتحان کنم. گام اول پیدا کردن آشنایی در یکی از رستوران ها بود، رابط مورد نظر متاسفانه در مراسم استقبال حجاج در فرودگاه بود، قرار شد در محل به آقای م. بگویم با ایشان تماس بگیرد. به همراه دوستی وارد شدیم و دنبال آقای م گشتیم به م. گفتم به ش. زنگ بزن بعد بیا سفارش بگیر! چند دقیقه ای بعد از تماس های ردوبدل شده م. آمد و گفت به بالا برویم تا قلیان را بیاورند. پس از آوردن قلیان از تاخیر بوجود آمده عذرخواهی کرد و دلیل آن را مشتریان دیگری که قلیان می خواستند عنوان کرد. در هنگام رفتن، لامپ بالای سر ما در بالکن را شل کرد تا از بیرون دیده نشود و با رعایت تمام جوانب امنیتی بالکن را ترک کرد. من هم با کیف ناشی از کشیدن قلیان ممنوع مشغول مرور خاطرات گذشته با دوستم شدم و کلی هم خندیدیم و از قلیان ممنوع مان عکس گرفتیم تا شاید سال ها بعد در میان خاطرات مان بگوییم که زمانی حکومتی قلیان را ممنوع کرد تا نه کمر استعمار که کمر مقبولیتی لازم را بشکند، تا مبادا جوانی در کنار قلیان با دوستانش فکر کند چرا سازمان هواشناسی پیش بینی می کند فردا در سیستان و بلوچستان بارش باران همراه با مسدودی معابر رخ خواهد داد!

دوشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۶

محافظه کاری ایرانی

هفته نامه شهروند به مناسبت صدمین سالگرد تولد مهندس بازرگان اقدام به اختصاص صفحاتی از آخرین شماره اش به عنوان یادنامه مهندس بازرگان نموده بود. اساس این یادنامه بر دو نکته استوار شده بود یکم: لیبرال بودن و یا نبودن وی دوم: استغفار بسیاری مخالفین و منتقدین دست چپی بازرگان از بی حرمتی و مخالفت با او. نکته جالب توجه در نوشته ها و اظهارات تمامی مصاحبه شدگان و نویسندگان اشاره به اصول گرایی و محافظه کاری راسخ مهندس بازرگان در اوج تلاطم انقلاب و موج سواری های همه اقشار بود، محافظه کاری بی بدیلی که پس از انقلاب صریحا خود را اصلاح طلب می خواند نه انقلابی. به نظر من بازرگان نه تنها یک لیبرال با تعریف رایج آن نبود بلکه در معنای تام کلام آخرین حلقه زنجیر نحیف و گسسته محافظه کاری مصلحانه ایران پس از قائم مقام، امیرکبیر، مصدق و ... بود.
محافظه کاری ایرانی فرهنگ محجوری دارد که حتی به اندازه سیاست مانی و مزدک در محافل علمی مورد بحث نشده و بسیاری موارد با ارتجاع یکسان پنداشته می شود. نام گزاری های غلط و گرته برداری شده از فرهنگ ترجمه ای غرب در مورد جریان های فکری و سیاسی ایران همواره به مبهم تر شدن مشخصات محافظه کاری ایرانی افزوده است، در جامعه ای که همواره زیر رادیکال زندگی کرده و تندروی بدون ترمز از ملزومات سیاست شمرده شده و ترس ازعمل به نام محافظه کاری توجیه گردیده است، ایجاد اساس فکری و تفکرات منظرساز برای محافظه کاری ایرانی از سوی صاحبان عملی این مرام سیاسی هیچ گاه میسر نشده است. در حالی که پس از وزیدن باد به باد چپ های معتدل اصلاح شده در سراسر دنیا از ترکیه با دولت مرحوم بولنت اجویت، آلمان با دولت گرهارد شرودر، فرانسه با دولت ژوسپن، انگلستان با حکومت راه سومی بلر تا حکومت کلینتون لیبرال در ینگه دنیا اکنون تقریبا در تمام جهان دولت های دست راستی با مرام محافظه کاری زمام امور را به دست دارند ولی زمام امور در ایران به دست دولت پوپولیست و بی ظرفیت و بلوغ احمدی نژاد افتاده است. این اتفاقات تئوری انقلاب دائمی لنین را به ذهن متبادر می کند که به عینه در ایران در جریان است، پس از انقلاب و پایان بلواهای اوایل آن میرحسین موسوی با حمایت تام رهبر انقلاب سال ها دست به دولتی سازی و نابودی اقتصاد خصوصی ایران همت گماشت، دولت هاشمی رفسنجانی با چرخش جدی و انقلابی دست به اجرای سیاست تعدیل اقتصادی نافرجام راست گرایانه توصیه IMF پرداخت و سیاست و فرهنگ را به تاریک ترین بخش حکومت سپرد، انتخاب خاتمی خود انقلاب و شورشی دیگر بر دو دهه قبل بود که با شذت کمتر در اجرائیات دولت نمود یافت و در نهایت دولت احمدی نژاد با انقلاب بر همه انقلاب با شعار و سیاست خیانت کار و بی اثر بودن همه دولت های قبلی شروع به رشته کردن همه بافته های سه دهه قبلی کرد و با برانگیختن دشمنی با تمام دنیا تنها تر از همیشه با بی تدبیری به طبل مبارزه با علوم اقتصاد و سیاست می رود. یکی از دلایل عمده این رادیکالیسم واگیردار و انقلاب دائمی بر علیه خود نبود سنت محافظه کاری قدرتمند و کانون های حامیان تفکرات معقول در ایران است. در مورد سنت محافظه کاری ایرانی باز هم خواهم نوشت و دلایل نبود جریانی فکری و سیاسی نمایندگی کننده آن را بررسی خواه کرد.

قرارداد الجزایر و اعتماد به نفش

صحبت های اخیر رئیس جمهور عراق به نقل از روزنامه الحیات که در آن قرارداد 1975الجزایر را قراردادی بین صدام و شاه سابق ایران و در نتیجه غیرقابل قبول خوانده بود، جدا از همه تایید و تکذیب ها نشان داد همه عراقی ها اعم از صدام که خود در زمان معاونت ریاست جمهوری قرارداد را امضا کرده بود، ابراهیم جعفری نخست وزیر سابق عراق که سال ها در بیمارستان خاتم الانبیا در تهران پزشکی کرده و متحد طبیعی ایران خوانده می شد، جلال طالبانی رئیس جمهور فعلی و چریک کرد سابق که وابسته به ایران بود و مسعود بارزانی رئیس عشیره بارزانی و رئیس تشکیلات خودخوانده شمال عراق با این قرارداد مخالف بوده و هر موقع زورشان رسیده "مانند صدام" جهت برگرداندن اوضاع به نفع خویش اقدام کرده اند. از این مسئله حتی بدون اطلاع از دانش مربوطه یک نتیجه بیشتر نمی توان گرفت و آن یکطرفه بودن آن به سود ایران است. اگر در نظر گرفته شود طرف مذاکره شاه در الجزایر خود صدام حسین و در اوج حمایت اتحاد شوروی از عراق بوده، این قرارداد تبدیل به تابلوی موفقیت دیپلماتیک و هژمونی برتر ایران در آن دوره می شود.
این قرارداد و قرارداد بازپس گیری جزایر ایرانی ابوموسی و تنب کوچک و بزرگ در خلیج فارس که سال هاست کشور امارات با هزینه میلیون ها دلار و استفاده از حمایت دیپلماتیک تمام اعراب و آمریکا در کوشش است به حاکمیت ایرانی این جزایر خدشه وارد کند و نتیجه ای نگرفته است نشان می دهد ایران در آن دوران در سیاست خارجی خویش در موضعی بسیار برتر از کشورهای همجوار قرار داشته و این موقعیت برتر را با قراردادهای مختلف مرزی با همه کشورهای همجوار غیر از اتحاد شوروی از موضع بالاتر منعقد کرده است.
بازبینی سیاست خارجی آن دوران نشان می دهد جدا از روابط خوب با آمریکا که در سایه شاخ و شانه کشیدن های بی دلیل و احمقانه جناب احمدی نژاد یکی از بدترین و مضحک ترین دوران خود را سپری می کند و اجازه داده هر کشوری به تحقیر ما بپردازد و با دولتمردان و شهروندان ایرانی برخوری بسیار دون شان ایران انجام دهد، فاکتور بسیار مهمی وجود داشته که بعد از انقلاب کمتر به آن توجه شده است. این فاکتور دانش بسیار دیپلماتیک و اعتماد به نفس بالای کارگزاران کشور و شخص خود شاه بود. اعتقاد جدی به بالاتر بودن ایرانی اجازه نمی داد مثلا امیر کشور میکروسکوپی قطر به خود اجازه دهد به وزیرخارجه ایران اخم کند یا از موضع بالاتر با او طرف شود. فاکتور اعتماد به نفس تقریبا در تمامی وزرای خارجه و اکثریت مسئولین دیپلماتیک ما غایب بوده و موجب شده در مقابل بدترین توهین ها با آرامش برخورد کنند. آیا اگر اندکی حس بی نیازی و عزت که شعارش بسیار داده می شود وجود داشت روزی چندین پرواز هواپیمایی قطر و امارات می توانستند مسافران ایرانی را به دوبی برده تا باعث آبادی آنجا شده و در عین حال در تمام نشریات نقشه ها و حتی لیوان ها نام خلیج عربی اختراعی جمال عبدالناصر کوتاه بین را به خود داشته باشد. بدتر از آن مسافرانی که هما را برای پرواز به دوبی انتخاب می کنند در کنار رفتار زشت کارمندان عرب فرودگاه باید انتقال از ترمینال های کاملا ابتدایی و متفاوت با ترمینال های اصلی را تجربه کنند. باید برای جایگاه خدشه دیده غرور ایرانی در دنیا فکری کرد.